در این روزهای آغازین سال همراه با زیبایی بی حد و حصر بهار مطالب بسیار زیبایی زینت بخش مغز کج و کوله ی من شد که نه تنها وجودم در زیبایی بهار به وجد آمد بلکه درونم هم در زیبایی این ناخنکها به دریای معرفت به رقص مستانه ای در آمد!
و اما ۲ مورد از اونها :
۱) ما آدما بعضی وقتا راجع به یه چیز فکر می کنیم همینه و لاغیر! و اصلا به ذهنمون نمی رسه که غیر از این هم می تونه باشه اما اونی که بتونه حقیقتی که فکر می کنه همینه رو وجه دیگه اش رو ببینه، نمی تونم توصیف کنم در چه دنیای وسیعی رو به خودش باز کرده!...
۲) چقدر زیبا می شه حسی چون "خواستن داشته های دیگران" و حتی نه به بدی حسادت، بلکه فقط خواستن آن برای خود را با سهیم شدن در خوشحالی دیگران به زیبایی "بی نیازی" تبدیل نمود! و این از اون تبدیل هایی است که ما خودمون درش هیچ نقشی نداریم برای همین انقدر عجیب زیباست!
![]()
خوشحال می شم شما هم از زیبایی ذهن های بهاریتان با ما در میان بگذارید! ![]()
