تورقی بر نهج البلاغه می کردم... این چند جملات قصار بدجوری سحرانگیز بودن، و حالا اینجا آوردم تا شما هم لذت ببرید...
" دلها را هواییست و روی آوردنی و پشت کردنی، پس دلها را آنگاه به کار گیرید که خواهان است و روی در کار، چه دل اگر به ناخواه به کاری وادار شود، کور گردد."
حکمت ۱۹۳
" به سخنی که از دهان کسی برآید، گمان بد بردنت نشاید، چند که توانی آن را به نیک برگردانی."
حکمت ۳۶۰
"آنکه پی چاره های گوناگون تازد، چاره جویی کار او را نسازد."
حکمت ۴۰۳
"آمیزگاری با مردمان، ایمنیست از گزند آنان."
حکمت ۴۰۱
"خدای سبحان را از فسخ شدن تصمیمها و گشوده شدن گره ها شناختم."
